نتایج جستجو برای تراپی

رفتن به تراپی! -۱

4 دقیقه. 6 ***  رفتن به تراپی!  مقدمات مراجعه به تراپیست! -١  *** داشتم با دوستی صحبت می‌کردم! در واقع داشتم تمرین تراپی می‌کردم! در واقع داشتم تمرین گوش دادن می‌کردم! در واقع داشتم به خودم توجه می‌کردم!  یکی دو ساعتی گفتگو؛ تراپی کردیم! بعد این دوست عزیز به بنده... [#کلمه 7 دسته 0 برچسب 0]

تراپی امروز -۴

2 دقیقه. تراپی امروز -۴ *** امروز با دو دوست قرار ملاقات اینترنتی دارم.  یکی شان از دوستان قدیمی است که در زمینۀ اقتصاد میگوید که موفق است. می‌گوید اگر مقداری پول به او بدهم او می‌تواند سالی ده درصد اضافه اش کند! میگوید خودش از نظر مالی بی نیاز... [#کلمه 2 دسته 0 برچسب 0]

تراپیِ امروز -۲

3 دقیقه. 4 ***  تراپیِ امروز *** دوستی توصیه کرد تراپی کنم. قطعا هم از روی عشق و محبت. هر کسی آنچه خوب می‌داند را به دیگران توصیه می‌کند. او هم با عشق و صداقت این توصیه را کرد. من هم قبول کردم. قبول کردم که نمی‌دانم تراپی چیست اما... [#کلمه 1 دسته 0 برچسب 0]

خود تراپیِ امروز -۳

1 دقیقه. 2 ***  خود تراپیِ امروز *** ساعت چهار صبح است و ذهنِ من دوباره پراکنده شده. ایده‌هایی هست ولی پراکنده است.  مشغول مشاهده‌ی خودم و ذهنم هستم. مثل همیشه. البته بعد از آشنایی با مراقبه اینطور شدم.  با این نوشتن ها مسیر حرکتم را توصیف می‌کنم. مسیر حرکتی... [#کلمه 1 دسته 0 برچسب 0]

تراپیِ امروز – پذیرش تنهایی عشق -۴

2 دقیقه. 4 ***  تراپیِ امروز -پذیرش تنهایی عشق *** مقداری مراقبه کردم و دوش گرفتم. ذهنم ولی هنوز مرتب نشده. امروز ذهنم مرتب و آرام نیست. برای همین این را می‌نویسم. هنوز نمی‌دانم این نوشته به کجا برسد. در آخر اگر احساس کردم به درد کسی می‌خورد می‌گذارم برای... [#کلمه 1 دسته 0 برچسب 0]

زندگی در جنگل – بقاء و شهرنشینی

...را به همان روش زندگی تشویق می‌کند. آن کسی که در طبیعت شفا میگیرد من را به آبتنی در رودخانه‌ی شفا بخش و آن دوستی که با جلسات تراپی آرام می‌شود من را به داشتن یک جلسه تراپی تشویق می‌کند.  خلاصه هر کسی بسته به ذهن و شرایط خودش بهترین... [#کلمه 2 دسته 0 برچسب 0]

شعر شاملو، سایه، صدای بچه‌ها در پارک

...شده. توی ماشین خوابش می‌برد. صدای ملچ مولوچ خوردن انگشت خاکی اش همراه با شعر سکوت شاملو می‌شود زمینه‌ای برای نوشتن! در ماشین می‌مانم تا خوابش نصفه نشود.  این نوشتن ها شده تراپی من! با افراد کمی در روز حرف می‌زنم. فرکانس های حرف زدن کمتر یکی می‌شود! همه مشغولند.... [#کلمه 1 دسته 0 برچسب 0]

ترس های اجتماعی

...برون گرایی باشه! شاید نوعی تراپی برای من! شاید نوعی هنر! شاید حرف زدنهای یک دیوانه! شاید دعوت عمومی به خصوصی ترین خانه‌ی دل! گاهی هم نقاشی کردن با کلمات! شاید گفتگو با خدا! در این نوشته ها من معمولاً با خودم حرف می‌زنم. گاهی با وجدان عمومی بشر صحبت... [#کلمه 1 دسته 0 برچسب 0]

دفاعیات متهم!

...از خودم راضی ام.  اما هنوز در این کار حرفه‌ای نشدم. کمی درگیر می‌شوم! انرژی از دست می‌دهم!  خوردن احساسی و خوابیدن طولانی نشان‌دهنده‌ی درگیر شدن ایگوی من بود.  بگذریم. در جایی از نوشتن گفتیم. یکی از اعترافات من این بود که این نوشتن ها نوعی تراپی برای من است.... [#کلمه 1 دسته 0 برچسب 0]

بهترین دوست!

...من را هم به بقاء در این شهر می‌کشاند.  مسایل را با مراقبه و نوشتن حل می‌کنم. اینطوری انگار همه‌ی مسائل دنیا برایم حل می‌شود.  اینجا که می‌نویسم کسی از من برای بقایش حق المشاوره نمی‌گیرد.  دیگر نیازی به تراپی ندارم!  می‌فهمم کسی پشت این حرف ها هست.  کسی که... [#کلمه 1 دسته 0 برچسب 0]

ندانستنِ آینده

...نادانی.  کدامیک سهم من می‌شود. نمی‌دانم!  دوستانی دارم مثل آب روان.  به آنها هم می‌گویم ندانستن هایم را.  با هم می‌خندیم.  گاهی با هم گریه می‌کنیم. همدیگر را تراپی می‌کنیم. بدون پول!  گاهی با هم معامله می‌کنیم.  اما نمی‌دانم عدالت چیست.  اما یک چیز را می‌دانم.  این که یک چیزی... [#کلمه 1 دسته 0 برچسب 0]

آخوند نباش!

...به سمت مادیت افسارگسیخته نرود. چیزی که در جوامع غربی جایش خالی است. یعنی نوعی تعادل روانی که معنویت می آورد و در جوامع غربی جایش را الکل و تراپی و قرص های افسردگی گرفته.  اما حالا ببینیم چه شد که این مانک های محبوب که همان روحانی های ما... [#کلمه 1 دسته 0 برچسب 0]

جاعنوانی

...یعنی مواجه شدن با ترسِ قضاوت شدن. شاید نوشتن برای من نوعی برنامه ریزی هم باشد. شاید هم نوعی تراپی. وقتی بیشتر در لحظه باشی، خیلی برنامه ریزی نمیکنی. برنامه ریزی به راحتی آدم را به آینده میبرد. وقتی بخواهی بیشتر در لحظه بمانی، برنامه ریزیِ زیاد کمی خطرناک است. ... [#کلمه 1 دسته 0 برچسب 0]

یافتن جوابِ کار

...یا درمان یا تراپی یا کوچینگ یا ماساژ یا طبیعت گردی یا غیره.  ٣- سطح سوم هم می‌شود تبدیل شدن به معلم رسمی آگاهی. کاری شبیه کار اکهارت یا سادگورو.  سطح سوم پیچیدگی های خودش را دارد و بهتر است فعلاً از سطح دو شروع کنم. احتمالا بعد از مدتی... [#کلمه 1 دسته 0 برچسب 0]

تخیلی برای نانوشتنی – ۱

...وارد سایت نانوشتنی میشود. درست مثل یک جلسۀ تراپی اول باید از او بپرسم چرا آمده ای؟ آیا کنجکاوی من را بشناسی؟ برو من کیستم را بخوان! آیا میخواهی چیز جدیدی یاد بگیری؟ آیا ذهنت چیزی کم دارد و به دنبال آن میگردی؟ مسالۀ تو چیست؟ آیا فراوانی میخواهی؟ برو... [#کلمه 1 دسته 0 برچسب 0]