2 دقیقه.
مفهوم خطرناکی به نام خدا
***
خدا، کلمه یا مفهومی که شاید من هم استفاده کرده باشم. من هم گاهی این اشتباه را کرده ام. هر کسی که زیادی حرف از خدا میزند بهتر است از او فرار کنید چون بسیار خطرناک است.
معنویت اصیل و واقعی، شبیه معنویت بودایی است که خدای ذهنی را از بین میبرد.
معنویت هندی هم خدایانی دارد که با سنگ درست میشوند و خطر زیادی ندارند.
اما وقتی معنویت به یهودیت و مسیحیت و اسلام رسید خدایی ذهنی تولید شد. خدای ذهنی بسیار خطرناک تر از خدای سنگی است.
این خدا به سرعت با کلمات و و مفاهیم تکثیر میشود.
طرفداران این خدا میتوانند خدایشان را تبدیل به چماغ کنند و بر سرشما بکوبند.
طرفداران خدای ذهنی، قطعاً خودشان را برتر از شما میدانند.
طرفداران خدای ذهنی خودشان را نماینده خدا میدانند.
گاها آنها خودشان را خود خدا تصور میکنند و به راحتی میتوانند جان شما را بگیرند! چون خدا هستند!
خدای ذهنی بسیار خطرناک است.
مفهومی خطرناک.
همه ما دیده ایم که با نام خدای ذهنی چطور اعدام میکنند.
چطور در منبرها از خدای ذهنی خودشان تصاویر ذهنی میسازند.
چطور با همان خدای ذهنی هویت خداپرست و کافر درست میکنند و تو قطعاً کافر و خدانشناس و گمراه خواهی بود!
باور ذهنی به خدا، بسیار خطرناک است.
هر کسی زیادی حرف از خدا زد، بدانید دارد نفْس خودش را پیش شما بزرگ میکند.
اگر کمی با او صحبت کنید کم کم متوجه میشوید با چه ظرافتی خودش را از شما نزدیک تر به خدا میداند.
این کار ذهن است.
کار ذهن مقایسه است و وقتی در مورد مفهوم خدا، ذهن وسط بیاید آن وقت درجه بندی ذهنی، این بار نسبت به خدای ذهنی درست میشود.
دوستی دارم که مدام حرف از خدا میزند و در تمام مکالمات عمیق به من میگوید تو درک نمیکنی. او فکر میکند که خدا در او حلول کرده و در من نه! او فکر میکند روح پیامبر در اوست و من گمراه و ناآگاهم! و این را به محض اختلافی کوچک، صریحا و مکرراً به زبان میآورد.
وقتی چنین ایگوهایی را میبینم از این که از کلمه خدا در گذشته استفاده کرده ام پشیمان میشوم.
خدای یهود و مسیحیت و اسلام، خداهای خطرناک ذهنی اند که بیشتر شبیه شیطان هستند و بیشتر ظلم و کشتار را سبب شدهاند.
اگر معنویت واقعی را میخواهید، خدای بودا را پیدا کنید. خدایی که بودا انکارش کرد.
چون بودا از بقیه رهبران معنوی باهوش تر بود. او میدانست چطور ذهن، خودش شیطان است و خدایی که ذهن درست کند خدا نیست بلکه شیطان است.
بودا خدا درست نکرد!
بودا فقط به مراقبه نشست.
بودا کتاب ننوشت. بودا میدانست اگر کتاب بنویسد مثل کتب آسمانی بر سر نیزه میرود و عامل کشتار میشود.
بعدها همان تصویر بودای نشسته را با سنگ دوباره تبدیل به خدای سنگی کردند.
اما بودا واقعا بهترین مسیر رسیدن به خدا را نشان داد.
مسیر بی ذهنی.
مسیر مراقبه.
پس برای کسی که بی ذهنی را نمیداند.
برای کسی که مراقبه را تجربه نکرده.
گفتن از خدا بسیار کار خطرناک و اشتباهی است.
همان اشتباهی که ادیان مرتکب شدند.
پس اگر مراقبه نمیکنی لطفاً خدا را کنار بگذار.
فکر کن خدا نیست.
اول روی ذهن کار کن.
ذهن که کنار برود خدای بدون ذهن ظاهر خواهد شد.
در سکوت.
بدون کلمه.
نانوشتنی.
*
✍🏻 نانوشتنی
unwritable.org
